![]() |
![]() |
|
| بیا تو بد نمی گذره ( اگه اومدی تا آخرش بخون ) |
|
یکی می گفت برای اینکه خودمونو از شر جوونای به اصطلاح مسئله دارمملکت راحت کنیم میتونیم اونا رو با یه چتر نجاتی که می دونیم سوراخه بپرونیم مثل دانشگاه رفتن چه طوری ؟ می تونیم اونا رو بفرستیم دانشگاه بعد که مدرکشون رو گرفتند حالا به اسم لیسانسه بی کار روانه کوچه و خیابونشون کنیم بعد با انواع و اقسام تحقیرها و سختی ها حسابی خوردشون کنیم تا (( آدم )) بشند و سر بلند نکنند و توی مسائلی که بهشون مربوط نیست ! دخالت نکنند یه راه دیگه اینه که اونا رو بعد از دیپلم وارد یه شغلی بکنیم که اصلا ربطی به روحیه شون و رشته شون نداره و یه حقوقی بهشون بدی تا سرشون گرم بشه با این کار یه تیر و دو نشون کردی هم سر براه و سر گرم شده هم زیر سر خودته و حواست بهش هست یه راه دیگه هم وجود داره اینکه اصلا بفرستیشون اون ور مرز که جلو چشمت نباشند البته با هواپیمای ( توپولوف ) که مبادا دست اون وریا هم بهشون برسه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 12:19 توسط آزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سوال و حواب کامپیوتری بلاگفا tinypic افتاب پرست خاتون شاه امفاکتوس نایادگار فرشته ی آبی آرام آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 آبان 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| پیوندها |
|
ترنج |
|
RSS
|