تبليغاتX
آزاد
بیا تو بد نمی گذره ( اگه اومدی تا آخرش بخون )

       شب یلدا بر تمام ایرانیان عزیز مبارکباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 15:3  توسط آزاد | 
ناصر عبدللهی هم رفت

این صدای گرم را هم از دست دادیم

باز هم جامعه هنری سوگوار شد

کاش این هنر مندا قدر خودشان و قدر پاکی عرصه ای که در اون فعالیت دارند می دانستند

وکاش ما قدر انها را تا هستند می دانستیم

حیف ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 12:33  توسط آزاد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 11:10  توسط آزاد | 
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:33  توسط آزاد | 
j,gnl lfhv;
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:29  توسط آزاد | 
بیست و شش ساله شدم

سه شنبه ۱۴ آذر من ۲۶ ساله شدم

        ( تولدم مبارک )

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:25  توسط آزاد | 
خبر بسيار تكان‌دهنده است، ناصر

عبداللهي در كما به سر مي‌‌برد، خواننده خوب و خوش صداي كشورمان به علت نامعلومي از پنجشنبه شب در بيمارستان خليج‌فارس بندرعباس در حالت كما به سر مي برد.
    رييس بيمارستان مي‌‌گويد: سمت راست بدن وي كبود شده است. دكتر جانباز اضافه كرد: كليه‌هاي ناصر عبداللهي نيز از كار افتاده است و وي براي دياليز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس انتقال داده شده است.
    اين در حالي است كه يك منبع آگاه در اين باره به ما گفت: ناصر قرص اعصاب خورده به همين خاطر سرش در حمام گيج مي‌‌رود و زمين مي‌‌خورد و آسيب جدي مي بيند، اين در حالي است كه يكي از دوستان نزديك او به ما مي‌‌گويد: هنوز چيزي مشخص نيست، خودمان نمي‌دانيم چه اتفاقي افتاد كه ناصر به اين روز افتاد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 13:54  توسط آزاد | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 13:18  توسط آزاد | 

بابك بيات را هم از دست داديم

پشت سر  پشت سر  پشت سر جهنمه

روبرو   روبرو   روبرو قتل گاه ادمه

روح جنگل سياه با دست شاخه هاش داره روحمواز من مي گيره

تا يه لحظه مي مونم جغدا تو گوش هم ميگن پلنگ زخمي ميميره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 13:16  توسط آزاد | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:2  توسط آزاد | 
 

دوست داشتم مغزمو سوراخ می کردم و توش رو پر از پوشال می کردم

پوشال نرم نرم

که هر وقت به یه مشکل بر می خوره اینقدر بهش فشار نیاد

با نرمی پوشالا بتونه مشکلات و سختیا رو تحمل کنه

کاشکی آدما مغز نداشتند

قلب هم نداشتند

می دونید چی دوست دارم

دوست دارم همه آدمای دنیا عین هم باشند درست کپی هم

همه هم قد هم رنگ هم شکل هم رتبه هم احساس

همه یک اندازه ازدنیا و مال و سلامتی و هر چیزی توی دنیا هست بهره ببرند

یه شب خیلی دلم گرفته بود به خدا گفتم کی گفته تو عادلی کی گفته تو با انصافی

چرا اینقدر بین بنده هات فرق میذاری

چرا از خوشبختی هر کسی یه مقدارش رو کم گذاشتی

خوشبختی ما آدما عین یه سیبه که خدا از هر کدوم از این سیبا یه گازش رو کنده

تا ما لذت یه سیب کامل خوردن رونتونیم ببریم

می گند خدا یه صلاحی می دونسته که این کارو کرده و نعمتها رو کامل به ما نداده

ولی چه صلاحی چرا ما آدم نباید بتونیم از زندگی لذت کامل رو ببریم

هر چی فکر می کنم راه به جایی نمی برم

وقتی زیاد فکر می کنم حس می کنم موریانه ها به مغزم هجوم میارند

گاهی دلم می خواد مغزمو در بیارم از چوب لباس آویزونش کنم

خوبه نه/

سر آدم حسابی سبک میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 12:48  توسط آزاد |